قرابت گویش مردم ده نمک  و مردم بیابانک

قرابت گویش مردم ده نمک و مردم بیابانک

قرابت گویش مردم ده نمک با مردم بیابانک

زبان مردم روستای تاریخی دهنمک شباهت بسیاری با زبان مردم روستای بیابانک دارد از دیرباز با توجه به اینکه هر دو روستا در استان سمنان واقع هستند و از سوی دیگر فاصله کم بین دو روستا و رابطه خویشاوندی تعدادی از مردم روستا با همدیگر ، مشاهده میگردد که گویش این دو روستا نیز کاملا نزدیک به هم میباشد قرابت گویش مردم ده نمک با مردم بیابانک از گذشته دور منجر به ایجاد هم دلی بین روستائیان گردیده است . در زیر اشعاری که توسط آقای محمد صبوری سروده شده و با مردم هر دو روستا دارای قرابت میباشد بیان شده است .

اگرمگت‌تو‌هم‌شادبووخندون
بیاونک‌زبون باهین بخندون

ته‌هادره…….. چوخط دارمون…….. قدیمها
مشیمون‌گوشت هارین خط‌متش روح الله

ته‌هادره‌مزنبل آو جاکرمون
تلوبشکیابواما……چکرمون

برای هچو‌وپوچ‌کهنه‌…….دوره
موسربکتنات‌بانصف‌شاهدوره

کوشواون روزکه باهم‌منیسمون
برای‌همدیگرمشق.. منویشتمون

ته هاداره قدیمها چه مکرمون
چه جوری چربو چاخ مکرمون

کله‌آتش مموند بعدازپخت نون
پلیک‌چربوباربو‌تادم‌دمی صبح

شوهاجمع بون‌براروپیه ومار
دمی کرسی‌ پله بالب خندون

کنقدون‌وگزرونار…….دارچون
شلغم‌وگزرآو…..هم‌باردارچون

صباحی په‌همه مشغول….‌کاربون
هشکین‌ازهمدیگرغیبت ندارچون

گلیم‌وجاجیم‌…..‌.کارباردارجون
‌ویکارنبون‌اصِلآهم‌غم‌ندارچون

عارسی‌ها چقدراون روز شلوغ‌بو
اگرلوطی نبو…..‌‌ بازصوت وکوربو

همش شادی.بو…..‌‌.‌….سماع وخنده
شوهازوماکیه تا………..صبح ای دنده

کوشودلخوشی شوهای چله
همه دورهمی درکرسی… پله

کسینهاازمسینها ترس دارچون
برای‌حرمت هم لرز٫٫٫٫٫٫دارچون

ماچون‌اون‌آستینک‌های قدیمی
دمی کرسی پله با چای…. قوری

قدیمهامثل‌الون پول ندارچون
دواودکتروآمپول…….ندارچون

همون مهرومحبتهادوابو
میون‌آدمهالطف وصفابو

قدیمها قدرهمدیگر…..مزونچون
قرض ورزی برای هوم ندارچون

رحیم‌بون‌کریم‌بون‌وصبور…بون
تازنده بون همیشه‌ان‌چنین بون

نمکدره عجب لطف وصفاددارد
برای دردبی درمون‌دوا…….دارد

برارجون قدرهمدیگر…………..بزونین
‌همه خویشین‌خوشتون‌دشمن‌نزونین

امامسجدهمه‌لطف وصفا……بو
دمی قلعه‌ همش شادی به پابو

شووجنی‌اگرچه‌جنگ‌دارچون
طلاق‌درزندگانی‌ننگ‌دارچون

خلاصه اون روزها شادی بپابو
نیت هاپاک و‌کارهابی ریا….بو

هشکین‌ازهمدیکرکمترندارجون
اتول نبوبعضیها خر…..ندارچون

هرچی دارچون همه باهم مخورچون
هشکین ازهمدیگرکمتر…… ندارچون

ناخوش بون همدیگر سرمکتناشون
محبت بو صفابو غم……… ندارچون

هرچی باچن شماره‌کم …باچن
هوچی درزندگانی کم ندارچن

صبوری باتش ازشوهای چله
قدیمین‌آستینک.. ‌ازکرسی‌‌پله

صبوری مختصرباتش‌شماره
مثل‌شاخه‌نبات بردوا…….ره
بتاریخ شب چله سال ۱۳۷۰
✍️شعرازمحمدتقی صبوری

شهیدان دهنمک

شهیدان دهنمک

شهیدان روستای تاریخی ده نمک

روستای دهنمک آرادان نیز در هشت سال دفاع مقدس شهیدانی را تقدیم  کشور عزیزمان نموده شهادت مرگی است، انتخاب شده، مرگی که انسان به سوی آن می‌رود نه آنکه به سوی انسان بیاید و اهمیت و ارزش شهید و شهادت نیز از همین جا سرچشمه می‌گیرد اگر چه گفته می‌شود شیعه اگر در بستر هم بمیرد، شهید است، اما شهادت درجاتی دارد که عالی‌ترینش جهاد در راه خداست.  عزیزان ده نمکی که در راه میهن خود به درجه والای شهادت نائل گردیدند عبارتند از شهید غلامرضا شکری ، شهید غلامرضا ایجی ،شهید سعید سلیمانی ،شهید محمود کریمی پور ، شهید حسین ده نمکی ، شهید داود  نمکی ،شهید منوچهر همت و شهید جاوید الاثر نادر ناظری .

شهیدان غلامرضا شکری و غلامرضا ایجی در گلزار شهدای در روستای ده نمک آرمیده اند و شهیدان سعیدسلیمانی ، محمود کریمی پور و منوچهر همت درگلزار شهدای بهشت زهرا تهران آرمیده اند

نخستین بار کلمه «شهید» را پیامبر اکرم(ص) بر افرادی که در راه خدا کشته می‌شوند اطلاق کرده است. در روایتی می‌خوانیم که آن حضرت به یارانش فرمود:
جراحکم فی سبیل الله و من قتل منکم فانه شهید:
جراحاتی که بر شما وارد می‌شود در راه خداست و هر کس از شما کشته شود، شهید است.

شهید والا مقام غلامرضا شکری :

  • نام : غلامرضا شکری
  • فرزند : رجبعلی
  • متولد : 1342/01/09 در روستای ده نمک
  • تحصیلات : دیپلم
  • تاهل : مجرد
  • یگان: سپاه ل27 رسول ا… تهران
  • مدت حضور : 7ماه
  • مسئولیت : رزمنده
  • نوع عضویت : وظیفه
  • نوع شغل : محصل
  • تاریخ شهادت : 1364/06/20
  • محل شهادت : کردستان – پاوه
  • عملیات : پدافندی
  • محل دفن : روستای ده نمک

نحوه شهادت : اصابت ترکش به سینه

زندگینامه شهید غلامرضا شکری : این شهید در نهم فروردین ماه سال یکهزار و سیصد و چهل و دو دیده به جهان گشود فرزند مرحومین رجبعلی و گل خانم صبور است در دوران گودکی پدر خود را از دست داد و با دست رنج مادر بزرگوارش دوران کودکی را پشت سر گذاشت تا ششم ابتدای در مدرسه مولوی ده نمک درس خواند و سپس برای ادامه تحصیل به منزل برادرش علی اکبر در تهران برای تکمیل تحصیلات رفت و دیپلم بازرگانی اخذ نمود او در ایام تابستان به روستا باز میگشت و در روستا به کار کشاورزی می پرداخت تا کمک حال مادرش باشد در مهر ماه سال 1363 به خدمت مقدس سربازی رفت سرباز سپاه بود و از طریق لشکر بیست و هفت محمد رسول الله به پاوه کردستان اعزام شد . تک تیرانداز بود او پس از یازده ماه خدمت با ترکشی که به سینه اش خورد به فیض شهادت نائل گردید و در گلزار شهدای ده نمک آرمید .

خاطرات شهید شکری از زبان برادرش علی اکبر : سرباز  بود آخرین بار که به مرخصی آمده بود و داشت برمی گشت موقع خداحافظی گسر کوچکم گفت عمو دفعه دیگه  که برگردی برام دوچرخه میخری ؟ غلامرضا  لبخندی زد و گفت وقتی شهید شدم دو چرخم باشه مال تو  همه گفتند خدا نکند این چه حرفی است که می زنی . پسرم دو باره گفت عمو دفعه دیگه کی برمیگردی  که غلامرضا گفت انشالله اول محرم که دقیقا هم همینطور شود و اول محرم مصداف با بیستم شهریور یکهزار و سیصد و شصت و چهار خبر شهید شدنش را اعلام فرمودند .

شهید والا مقام غلامرضا ایجی :

  • نام : غلامرضا ایجی
  • فرزند : محمد علی
  • متولد : 1340/10/29 در روستای عباس آباد ده نمک
  • تحصیلات : دیپلم
  • تاهل : مجرد
  • یگان: ارتش- تی58ذوالفقار -گردان3 گروهان3
  • مدت حضور : 9ماه
  • مسئولیت : رزمنده
  • نوع عضویت : وظیفه
  • نوع شغل : در کشاورزی کمک پدرش میکرد
  • تاریخ شهادت : 1360/09/25
  • محل شهادت : گیلان غرب
  • عملیات : پدافندی
  • محل دفن : روستای ده نمک
  • نحوه شهادت:  اصابت ترکش به پشت گردن

وصیت نامه شهید ایجی

بسم الله الرحمن الرحیم

ضمن سلام به پدر و مادر عزیزم، امیدوارم که حالشان خوب باشد . پدر و مادر عزیز « به کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده نگویید ، بلکه آنها زنده اند و پیش خدای خود روزی می خورند » این را کتاب خدا می گوید، پس در این صورت که من در جبهه های نبرد حق علیه باطل کشته شدم، هیچ ناراحت نباشید، چون من در راه خدا کشته می شوم . پس سعی کنید که مرگ مرا هرچه زودتر فراموش کنید . ضمناً مرا در قبرستان ده خودمان، ده نمک، به خاک بسپارید . پدر عزیز ، من که در این هفت جهان حتی یک ستاره هم نداشتم به شما ببخشم، امیدوارم که مرا حلال کنید . مادر عزیز ، تو هم مرا حلال کن . زیاد برای من گریه نکن ، چون روح من ناراحت می شود. از اینکه همیشه در زندگی فردی بداخلاق بوده ام، امیدوام که مرا ببخشید . پدر و مادر عزیزم، من این وصیت نامه را در روزی می نویسم که همین امشب حمله می کنیم، یعنی روز دوشنبه 16 آذرماه. سلام مرا به کلیه دوستان و آشنایان و برادرانم و خواهرم برسانید . پدر و مادر عزیزم، خیلی دلم می خواست که یک بار دیگر شما را می دیدم، اما موفق نشدم . سعی کنید که مرگ مرا هرچه زودتر فراموش کنید، چون جان ناقابل من تنها چیزی بود که آن را در راه خدا و میهن خود می توانستم بدهم. دیگر عرضی ندارم. خداحافظ

فرزند شما، غلامرضا ایجی

1360/ 9/ 16

پدر عزیز، ضمناً مقدار 3 هزار تومان پول داشتم که امیدوارم به وسیلۀ پست به دست شما

برسد. خداحافظ

زندگینامه شهید ایجی : غلامرضا ایجی سومین فرزند مرحوم محمد علی ایجی است او دارای چهار برادر و یک خواهر میباشد بیست و نهم دی ماه 1340 دیده به جهان کشود پدرشان محمد علی به کشاورزی در روستای دهنمک مشغول بود .غلامرضا ایجی تحصیلات ابتدای و راهنمایی را در زادگاهش روستای دهنمک و در موسسه مولوی به اتمام رساند و از دبیرستان امیر کبیر گرمسار هم دیپلم گرفت در مبارزات انقلاب به صف تظاهر کنندگان پیوست و با عضویت در بسیج و پخش اعلامیه و سخنرانی های امام خمینی از جمله فعالیت هایش بود پس از اخذ دیپلیم اقدام به رفتن نظام مقدس سربازی نمود سه ماه دوره آموزشی تکاوری را در تیپ  پنجاه و هشت ذوالفقار تهران گذراند سپس به عنوان سرباز نیروی زمینی عازم جبهه های حق علیه باطل گردید و نه ماه در جبهه حضور فعال داشت و در تاریخ 25/09/1360 به درجه رفیع شهادت نائل گردید .

نخستین بار کلمه «شهید» را پیامبر اکرم(ص) بر افرادی که در راه خدا کشته می‌شوند اطلاق کرده است. در روایتی می‌خوانیم که آن حضرت به یارانش فرمود:
جراحکم فی سبیل الله و من قتل منکم فانه شهید:
جراحاتی که بر شما وارد می‌شود در راه خداست و هر کس از شما کشته شود، شهید است.
شهادت نه یک مردن، بلکه یک انتخاب است: ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله. اموات بل احیاء و لکن لا تشعرون.  هر کسی را که در راه خدا کشته و شهید شد، مرده نپندارید؛ بلکه او زنده جاوید است ولیکن شما این حقیقت را در نخواهید یافت.
شهید همواره زنده است و مرگ او در واقع انتقال از حیات جاری در سطح طبیعت به حیات پشت پرده آن می‌باشد.
در قرآن کریم، حدود ده آیه به صورت صریح درباره کسانی که در راه خدا کشته شده باشند، وجود دارد. از جمله مسایلی که در این آیات به آن اشاره شده است عبارت است از: زنده بودن شهید، رزق شهید، آمرزش گناهان شهید، ضایع نشدن عمل شهید، مسرت و خوشحالی شهید، وارد شدن در رحمت الهی و رستگاری شهیدمیباشد.
درخشان‌ترین و فروزان‌ترین ستاره آسمان فرهنگ رهایی، مشعل پرفروغ فرهنگ شهادت است.
تکریم و تعظیم شهیدان، تلاشی مقدس است در برافراشتن پرچم‌های سرخ استقلال و آزادی بشریت، از یوغ ذلت و اسارت و گام بلندی است در راستای احیای ارزش‌های مکتب توحید و عدالت؛ زیرا که، «شهادت، مرگ در راه ارزش‌هاست» و هر شهید، مشعلی است که در بلندای عزت و سرافرازی یک ملت، جاودانه می‌درخشد. شهید، زیباترین زخم بر پیکر هستی و شهادت زیباترین غزلی است که از لبهای سرخ حقیقت می‌تراود. شهادت بیداری را معنا می‌کند و بینایی را شفاف می‌سازد.
شهادت مشعلی است که خداوند در جان برگزیدگانش برمی‌افروزد، تا تاریکی از شانه‌های زندگی بگریزد.
شهید چشمه آتشی است که خرمن ظلم را می‌سوزاند و آب روانی است که بر کویر تشنه عدالت جاری می‌شود. هر شهید سپیده‌ای است که در افق آسمان‌ها طلوع می‌کند و پیام‌آور صبح می‌شود. شهادت شهید به طور یقین بسیار پرارزش‌تر و مؤثرتر از حیات اوست. «شاهد» از اوصاف خداوند است و زمانی که کسی به آن درجه از خلوص برسد که به مقام شهادت نایل آید او مخلوقی است ملحق شده به خالق.   .

حدیثی از پیامبر(ص) رسیده است که فرمود:
شهید دارای هفت خصلت است:
1. نخستین قطره خونش که بر زمین ریزد تمام گناهانش آمرزیده می‌شود.
2. سرش در دامن همسران بهشتی یعنی حورالعین قرار می‌گیرد و آنان غبار از چهره‌اش می‌زدایند و می‌گویند درود بر تو و او نیز همین پاسخ را به آنها می‌دهد.
3. از لباس‌های بهشتی بر او می‌پوشانند.
4. خادمان بهشت بی‌درنگ عطرهای مخصوص بهشتی برای او حاضر می‌سازند تا هر کدام را بخواهد، بگیرد و استفاده کند.
5. او هنگام جان دادن منزل خویش را در بهشت مشاهده می‌کند.
6. به روح او گفته می‌شود در بهشت هر جا که می‌خواهد استراحت کند.
7. به وجه الله نظر می‌کند و این آسایش و راحتی خاص برای انبیاء و شهداست.
مقام شهدا آنچنان بالاست که در قیامت در بعضی مقامات هم‌ردیف و انبیاء می‌باشند. چرا که پیغمبر(ص) می‌فرماید: ثلاثه یشفعون الی الله یوم القیمه فیشفعهم:

راه اندازی شبکه اجتماعی

راه اندازی شبکه اجتماعی

راه اندازی شبکه اجتماعی (socialnetwork)روستای ده نمک:

کانال تلگرام
به کانال تلگرام روستای ده نمک بپیوندید
فیس بوک ده نمک
شبکه فیس بوک ده نمک
شبکه ایستاگرام ده نمک
اینستاگرام ده نمک

آدرس سایت ده نمک در شبکه اجتماعی فیس بوک :www.facebook.com/denamak dehnamak

آدرس سایت ده نمک در شبکه اجتماعی اینستاگرام :   /https://www.instagram.com/dehnamak

کانال سایت ده نمک در شبکه اجتماعی تلگرام :   telegram.me/denamak

 آدرس گروه اخبار ده نمک در شبکه اجتماعی تلگرام: https://telegram.me/joinchat/AhfkGj0rr9sREcKVDIzErA

هیچ کس نمی تواند محبوبیت و قدرت پنهان و پیدا و میزان تاثیرگذاری شبکه های اجتماعی را نادیده بگیرد! مستنداتی که درباره قدرت شبکه هایی همچون فیس بوک ، توئیتر، اینستاگرام ، تلگرام …..و تاثیر گذاری آن ها در تحولات جهانی منتشر می شود، تنها بخش کوچکی از این قدرت است و به نظر می‌رسد در آینده این قدرت و محبوبیت بیش از این خواهد شد! هم اکنون بسیاری از نهادهای مختلف جهانی و اینترنتی با اهداف گوناگون که مهم‌ترین آنها تجاری و تبلیغاتی است، دست به‌راه‌اندازی شبکه‌های اجتماعی زده یا درصدد خرید سهام مهم‌ترین شبکه‌های اجتماعی دنیا هستند!

نتایج تحقیقات مختلف بیانگر آن است که می توان از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی در بسیاری از سطوح فردی و اجتماعی به منظور شناسایی مسائل و تعیین راه حل آنها، برقراری روابط اجتماعی، اداره امور تشکیلاتی، سیاستگذاری و رهنمون سازی افراد در مسیر دستیابی به اهداف استفاده نمود. به عنوان مثال، نتایج مطالعات در حوزه سیاستگذاری گردشگری نشان می دهد شبکه‌های اجتماعی به واسطه تاثیرگذاری روی متغیرهای رفتاری بر جذب گردشگران خارجی به مقاصد گوناگون تاثیرگذار هستند و می توان از این شبکه ها به منظور شکل‌گیری اعتماد و کاهش ریسک تصمیم‌گیری کاربران در انتخاب یک مقصد خاص گردشگری بهره گرفت.

این دلایل و دلایل مشابه، سرویس‌های شبکه‌های اجتماعی را به یکی از مهم‌ترین ارکان اینترنت در دو، سه سال اخیر تبدیل کرده‌است. گسترش شبکه‌های اجتماعی اینترنتی در ایران نیز طی چندسال اخیر، رشد قابل ملاحظه ای داشته است!

بر این اساس نیز سایت روستای تاریخی ده نمک به فکر راه اندازی و معرفی روستا درشبکه اجتماعی افتاد، با عنایت به مراتب فوق ما تمام تلاش خود را انجام می دهیم تا به ساده ترین و بهترین شکل ممکن، این مسیر را طی نمائید.

درباره ده نمک روستای تاریخی دهنمک

درباره ده نمک روستای تاریخی دهنمک

در باره ده نمک روستای تاریخی ده نمک:

  • پیشینه تاریخی :
  • روستای تاریخی ده نمک یکی از روستاهای استان سمنان امروزی است ، این روستا بخشی از ایالات «ورن» یکی از ایالات ۱۶ گانه دوران باستان است استان سمنان از دیر باز یکی از شهرهای چهاردهمین ایالت تاریخی « ورن »یا ورنه از تقسیمات شانزده گانه اوستایی در دوران باستان بوده است ورن یا ورنه متشکل از صفحات جنوبی البرز ، خوار ، شامل سمنان ، دامغان ،خوار ، دماوند ، فیروزکوه ، شهمیرزاد ، لاسگرد، ده نمک ، آهوان ، قوشه ، ویمه و نقاط کوهستانی ، مازندران بوده استکه در دوره مادها و هخامنشیان بخشی از قلمرو سرزمین «پارت» را در همسایگی مادها تشکیل می داد. اشکانیان ایالات ایران را به هجده بخش وسیع تقسیم کردند که یکی از ایالت‌های مهم آن قومس (در نواحی استان سمنان ) بوده است این منطقه در تمام دوره حکومت مادها و هخامنشیان، «کومیسنه یا کومیشان» و یا «قومس» بعد از اسلام، جزو ایالت بزرگ «پارت یا پرتو» به شمار می‌رفت.
  • ناحیه قومس یکی از نواحی مشهور ایران است روستای ده نمک در قدیم آخرین نقطه مرز غربی ایالت قومس و مرز شرقی ری بوده است. . نام كومش در متون هخامنشي چون كتيبه داريوش در بيستون و اشكاني كوميسنا ذكر شده و سه راهي مهمي در آن قرار داشته است در دوره هخامنشي از كومش يك راه به سوي شرق سرزمين باختر) و راهي به سوي شمال ( گرگان و مازندران ) وراهي به سوي غرب (ري امتداد داشته است .
  • روستای تاریخی ده نمک در روزگار فرمان روايی مادها، حد فاصل بين ايالات ماد و پارت بود و اين دو سرزمين را از هم جدا می كرد. روستای ده نمک تا قبل از تقصیمات کشوری سال 1390 یکی از روستاهای شهرستان خوار یا همان گرمسار کنونی بود هخامنشيان منطقه خوار را كه جزء ايالت پارت بود تصرف كردند. در دوره ساسانيان، شهرستان خوار زمانی جزو قومس و زمانی جزو ری بود و اغلب، حكام طبرستان بر اين ناحيه فرمانروايی داشتند. .
    پس از اسلام، روستای دهنمک جزو بلاد ری به شمار می رفت. در سال 329 هجری قمری و در زمان سلطنت نصر بن احمد سامانی، ماكان كاكی عليه دولت سامانيان قيام كرد و چند شهر از ايالت قومس و نيز خوار، سمنان و سمنك و ری را تصرف كرد. در زمان حكومت غزنويان و به ويژه سلطنت سلطان مسعود، خراسان و قومس و ری مورد تاخت و تاز طغرل بيك سلجوقی و تركان غز قرار گرفت و عده ای از اهالی سمنان، ‌خوار و برخی ده های ری جان خود را از دست دادند. بعد از انقراض سلسله غزنويان، تمامی ولايات باختری ايران به تصرف سلجوقيان در آمد .
  • ایالت قومس یا کومش، از کانون‌های مهم اسماعلیان در قرن‌های ششم و هفتم هجری بود. به طوری که در این ایالت ۱۵۰ قلعه در اختیار این فرقه بود که هر مجموعه از آن‌ها را یک کدخدا و هر قلعه مجزای آن را یک محتشم که به منزله فرماندار کل یا حاکم بزرگ بود، زیر نظر داشت
  • در زمان حمله مغول به ايران، در سال 616 هجری قمری، محدوده خوار توسط قشون چنگيز به تصرف مغول ها درآمد وهلاكوخان با تخريب و تصرف قلعه های فرقه اسماعيليه، طومار اين فرقه را درهم پيچيد. ايل خانان مدت ها بر اين نواحی حكومت كردند تا اين كه سر به داران با ظهور در خاور ايران علم مخالفت با مغولان را برافراشتند . در سال 909 هجری قمری حكومت فيروزكوه و خوار با حمله شاه اسماعيل مؤسس سلسله صفوی از بين رفت.
  • روستای ده نمک بیش از یک هزار سال قدمت دارد که طی قرن های گذشته همواره شاهد عبور کاروان های متعدد مسافران، تاجران، جهانگردان و زائران حضرت امام رضا علیه السلام بوده است. این مسافران پس از طی فرسنگ ها  راه دراین منزل اُطراق نموده و پس از استراحت و تیمار اسبان و شتران خود، به سفر خود ادامه می دادند.
  • بر اساس تقصیمات کشوری (مصوبه هیات وزیران)درسال 1390 روستای ده نمک تابع دهستان کهن آباد شهرستان آرادان از استان سمنان گردید و از شهرستان گرمسار (خوار) جدا شد.
  • براساس متون باقیمانده از سفرنامه ناصرالدین شاه، اردوان اسم قدیم آرادان بوده است که از نام اردوان اشکانی مشتق شده و پس از گذشت زمان به لفظ آرادان مبدل شده است. شهرستان آرادان دارای وسعتی در حدود چهار هزار و 329 کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر 15 هزار و 175 نفر براساس سرشماری سال 1390 می باشد، این شهرستان در 15 کیلومتری شهرستان گرمسار واقع شده و از شمال به فیروزکوه، از غرب به گرمسار، از شرق به سرخه و از جنوب به اردستان اصفهان منتهی می شود.
  • به خاطر پيشينه تاريخى سکونت در روستاى ده نمک و همچنين واقع شدن در مسير جاده ابريشم، آثار و بناهاى متعددى در آن ساخته شده است که مهمترين آنها عبارتند از: دژها) قلعه دوره اشكاني) ، كاروانسراي تخريب شده متعلق به دوران قبل و بعد از اسلام ، كاروانسراي قرون مياني اسلام ، كاروانسراي صفوي ، مقبره، حمام، قنات، يخچال و آب انبارها (ما قبل صفوي و صفوي)و000میباشد ضمن اينکه تعداد قابل توجهى از آثار تاریخی اين روستا ، از جمله آسياب‌هاى آبى، قره سوخانه(دادگاه)، چاپارخانه، قهوه خانه و… در طول سال‌هاى گذشته از بين رفته‌اند.
  • يكي از مهمترين شاهراههاي ارتباطي و تاريخي ميان تمدنهاي كهن جاده ابريشم بوده ، ابريشم نامي است به قدمت يك قرن تجارت و داد و ستد در اين جاده در اواسط دوران اشكاني شكل رسمي و نظاممندي را به خود گرفته است . بخش زيادي از اين جاده از داخل سرزمين ايران ،و روستای تاریخی ده نمک نیز می گذشته که منزلگاهی برای عبور کاروانان و مبادلات بوده است در این مسیر و در راستای ایجاد امنیت و آسایش اقدام به ساختن دژهاي دفاعي متعدد در پيرامون جاده و دژهاي كوچك در كنار ايستگاهها و كاروانسراها و حفر چاههاي آب و ساختن كاروانسراهها با توجه شرايط محيطي را میتوان مهم ترین عامل نام برد .
  • روستاي ده نمك يكي از منزلگاههاي مهم مسير جاده ابريشم بوده كه داراي قدمتي از دوران قبل از اسلام (مقطع زماني از 500 ق.م تا 600 ميلادي) تاكنون ميباشد و در كتب قديمه از آن به عنوان قريه الملح يا قصرالملح ياد شده است.
  • يكي از اين بناها كه جنبه امنيتي ایستگاه ده نمک را بازگو ميكند دژ يا قلعه ده نمك ميباشد. دژ ده نمك در روستاي ده نمك و در كنار جاده قديمي گرمساربه سمنان و به فاصله 500 متري جنوب شرقي كاروانسراي صفوي ده نمك واقع شده است. بنايي تقريباً مدور با قطر داخلي 55 متر و ارتفاع 12 الی 14 متر و با ضخامت نیم متر تا دو متر که با خشت و چينه ساخته شده است. ورودي بنا در بخش شرقي آن واقع شده است، در حاشيه جنوبي بنا زائدهاي چهارگوش ديده ميشود كه احتمالاً به صورت برج و يا به عنوان بستري جهت ايجاد اتاقها و حجرهها در بخش فوقاني دژ عمل ميكرده است. اين دژ از لحاظ پلان و شيوه ساخت به ميزان زيادي قابل مقايسه با دژ پاده ميباشد كه هر دو در مسير جاده ابريشم قرار گرفته اند و به احتمال زياد هردوكاربري تدافعي و برقراري امنيت در اين منطقه را به عهده داشته اند.
  • يخچال در حاشيه شمالغربي دژ قرار دارد كه قدمت آن به قبل از اسلام ميرسد وقديميتر از يخچال صفوي است در ضلع جنوبي دژ ده نمك آثاری از ويرانه هاي يك كاروانسراي قديمي نیز ديده ميشود.
  • آب انبار روستای ده نمک و کنار کاروانسرای شاه عباسی این روستا قرار دارد، این آب انبار منسوب به دوره قاجار و دارای پاشیر، مخزن و پوشش گنبدی مخزن که به شکل پلکانی ساخته شده است که البته سردری نیز دارد، پلان مخزن همانند اکثر مخازن معمول آب انبارهای منطقه براساس دایره ساخته شده که قطر خارجی آن در حدود 5/10 متر و عمق آن حدود 5/8 متر از سطح زمین است،
  • کاروانسرا ی روستای دهنمک بر سر راه قديمي و تاريخي جاده سنگ فرش بنا شده است تاریخ احداث آن مربوط به دوره صفویه است و در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است، كاروانسـرا در ارتفاع 1021 متري سطح دریا بنا شده و از نوع كاروانسرای چهار ايـواني مي باشد، در قسمت جنوبـي آن تالاري معروف به نام شاه نشين قرار دارد. اين كاروانسرا چهار گوش(مربع) است و بناي آن از آجرهاي خطائـي ساخته شده است و داراي 24 حجـره با يك اطاق حدوداً 3 *2 كه جهت اسكان کاروانان از آن استفاده مي كرده اند .
  • موقعیت جغرافیایی روستا :
  • روستای ده نمک در مختصات جغرافيايى 52 درجه و 43 دقيقه طول شرقى و 35 درجه و 15 دقيقه عرض شمالى واقع شده است. ارتفاع اين روستا از سطح دريا‌هاى آزاد 901 متر است.
  • روستای ده نمک شرقى ترين روستاى شهرستان آرادان است. رشته کوه‌هاى البرز (فیروزکوه ) در شمال آن و دشت کوير در جنوب آن (منتهی به اردستان اصفهان ) و شرق آن به سرخه منتهی میگردد . اين روستا تا آرادان 23، تا گرمسار 35، تا سمنان 75 و تا تهران144 کيلومتر فاصله دارد. ده نمک هم اکنون در جنوب جاده اصلى تهران به مشهد قرار دارد. در گذشته اين جاده ترانزيتى از داخل روستا مى‌گذشت. راه آهن تهران به مشهد نيز از جنوب اين روستا مى‌گذرد و داراى ايستگاه راه آهن مى‌باشد.
  • «در شبکه راههاى قديمى، از ده نمک راه ديگرى به طرف شمال جدا مى‌شد و به چهار طاق با قلعه‌ى عظيم آن مى‌رسيد و پس از گذشتن از قلعه‌ى ضحاک و رامه‌ى پايين و بالا و قلعه کيخسرو به جاده‌ى اصلى کنار حبله رود مى‌رسيد و به فيروزکوه مى‌رفت.
  • پیشینه روستا از زبان مورخان :
  • واقع شدن روستای دهنمک بر سر جاده رى – خراسان و عبور کاروانيان و زائرين امام رضا(ع) و از جمله جغرافي دانان و سفرنامه نويسان باعث شده است که اطلاعات ذي قيمتى از جغرافياى تاريخى اين منطقه در کتاب‌هاى تاريخى و جغرافيايى به صورت پراکنده ثبت گردد.
  • ياقوت حُموى جغرافى دان قرن هفتم هجرى از روستای دهنمک چنين نام برده است: «روستايى در نزديکى خوار (گرمسار) وجود دارد که ايرانيان آن را ده نمک خوانند و من آن را ديده ام  
  • شاهراه بزرگ خراسان از سراسر ايالت قومس مى‌گذشت. در اين موضوع، عموم کتبِ مسالک و ممالک از ‹‹ابن خردادبه›› تا ‹‹حمدالله مستوفي›› اتفاق نظر دارند. اين شاهراه پس از خروج از رى و طى سه منزل به خوار (گرمسار) مى‌رسيد. منزل چهارم، قصرالملح يا قريه الملح بود که آن را به فارسى به قول حمدالله مستوفى ‹‹ده نمک›› مى‌گفتند و امروزه هم به همين اسم موسوم است.

ابن رسته نیز در قرن سوم هجری در شرح مسير خوار (گرمسار ) تا ده نمک چنين مى‌نويسد: «از خوار تا ده نمک، هفت فرسنگ است و جاده اش در کشتزارها و مزارع پيش مى‌رود». اين گفته‌ نشان مى‌دهد که اين روستا در گذشته منطقه‌اى آباد و پر رونق بوده است.   

لهجه ده نمکی

لهجه ده نمکی

لهجه ده نمکی:

لهجه مردم روستای تاریخی ده نمک نزدیکی و خویشاوندی با لهجه و گویش مردم سمنان و شهرستان های سرخه و بیابانک دارند زبان ده نمکی  نیز عضوی از شاخه زبان‌های شمال غربی ایران است که خود شاخه‌ای از زبان‌های هند و ایرانی است. دکتر معین معتقد است که لهجه ده نمکی رابطه نزدیکی با لهجه سمنانی و بیابانکی دارد. اهالی این منطقه زبان فارسی را نیز به خوبی تکلم می‌کنند ولی در بین خود ترجیح می‌دهند که با لهجه  ده نمکی صحبت کنند.

لهجه ده نمکی  زبانی انعطاف‌ناپذیر است. واژه‌های بیگانه را به سختی می‌پذیرد و حتی به نظر می‌رسد که تا حدود یکی دو سده گذشته در مقابل ورود واژه‌های فارسی نیز مقاومت به خرج داده باشد. همچنین خاصیت ترکیب‌پذیری و ساخت واژه‌های جدید در این زبان در مقایسه با فارسی بسیار ضعیف است.این زبان با برخی واژه‌های متداول در خانواده زبان‌های ایرانی، خود زبانی مستقل و کم وبیش خودکفا می‌باشد. در گروه‌بندی زبان‌های ایرانی نو، زبان سمنانی متعلق به گروه زبان‌های مرکزی ایران است این زبان دارای لهجه‌های گوناگونی است که هیچکدام کار یک لهجه را یکسره تمام نکرده‌اند

زبان سِمنانی یکی از زبانهای ایران است. زبان سمنانی از شاخهٔ زبان های ایرانی و شمال غربی است و در عین حال زبان انتقالی میانزبان های ایران مرکزی و زبان گیلکی به شمار می‌آید  ناصر خسرو می‌گوید که سمنانی‌ها فارسی را با  لهجه دیلمی تلفظ می‌کنند به اعتقاد گیتی شکری و بهروز محمود بختیاری ، زبان سمنانی با زبان تاتی و زبان تالشی پیوند دارد

به دلیل این که مردم استان سمنان به گویش‌های مختلفی سخن می‌گویند، این استان به جزیره لهجه‌ها معروف است. زبان رسمی مردم استان سمنان مانند همه ایرانیان فارسی دری (پهلوی) است اما به لحاظ گستردگی و تحولات عوامل جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی، از تعدد و تنوع گویش‌ها و لهجه‌های خاصی برخوردار است. گویش سمنانی مرتبط با زبان‌های ماد و پارت است. شناخت اصول و قواعد زبان ده نمکی و نیز تهیه دستور صرف و نحو کامل، دقیق و صحیح آن کار بسیار دشواری است. گویش سمنانی یکی از دسته زبان‌های ایرانی غربی است که در ادوار باستان در بخش شمال غربی ایران رواج یافته و هم اکنون نیز در بین مردم شهر سمنان رایج است. این گویش به سبب پیشینه تاریخی، قواعد دستوری ویژه و نفوذناپذیری در طول قرون گذشته از دیرباز در کانون توجه برخی پژوهشگران و زبان‌شناسان بوده است

گویش سمنانی با ویژگیهای کهن خود از جایگاهی والا در بین گویشهای ایرانی برخوردار است و شاید بتوان گفت تعداد گویشهایی که قدمت و اصالت آنها با گویش سمنانی برابر و یا از آن کهن تر باشد بسیار اندک است.
پژوهشهای انجام شده بیانگر آن است که گویش سمنانی با توجه به ویژگیهای آوایی و دستوری آن از زبانهای ایرانی دوره میانه، یعنی زبانهای پارتی(پهلوی اشکانی) و پارسی میانه(پهلوی ساسانی) که حدود ۹۰۰ سال,از سال ۲۵۰ پیش از میلاد تا ۶۵۰ میلادی زبان رسمی ایران بوده اند، کهن تر است و از این رو می‌توان آن را حد فاصل بین زبانهای باستانی یعنی زبانهای اوستایی، مادی و پارسی باستان و زبانهای دوره میانه دانست و پیشینه ای بیش از ۲۲۵۰ سال برای آن قایل شد
.
همین ویژگی باعث شده است که گویش سمنانی از حدود ۱۵۰ سال پیش یعنی از سال ۱۸۵۸ میلادی(۱۲۳۷ خورشیدی) مورد توجه شرق شناسان قرار گیرد و جای تأسف است که تعداد محققان خارجی که به تحقیق در این گویش پرداخته اند بیش از پژوهشگران ایرانی است.

کریستن سن که در حدود سال ۱۹۱۴ درباره این زبان پژوهش نموده، می‌گوید.زبان سمنانی به قدری با سایر لهجه‌های ایرانی نظیر مازندرانی و گیلکی و غیره اختلاف دارد که خود ایرانی‌ها می‌گویند، بدون اینکه این زبان‌ها را فرا گرفته باشیم، درک می‌کنیم ولی زمانیکه دو سمنانی با هم صحبت می‌کنند، هرگز زبان آنها را نمی‌فهمیم.

دستور زبان : برخی از این دستورات بر این پایه‌اند

دستورات جمع

  • نام‌هایی که آخر آنها در مفرد حرف «یا» بیاید در جمع تغییری نمی‌کنند: کُنجی (مفرد)-کُنجی (جمع)= کنجد.
  • نام‌هایی که آخر آنها حرفی صامت بیاید در جمع «یا» به آخر آنها افزوده می‌گردد: غَلیف (مفرد)-غَلیفی (جمع)= کماجدان.
  • نام‌هایی که آخر آنها مصوت کوتاه است، در جمع مصوت کوتاهشان تبدیل به «اِی» می‌شود: رَجه (مفرد)-رَجِی (جمع)= بندی که بر آن رخت پهن کنند.
  • نام‌هایی که آخر آنها مصوت بلند باشد نیز در جمع مصوت بلندشان تبدیل به «اِی» می‌شود: اَستا (مفرد)-اَستِی (جمع)= هسته.

دستورات مؤنث و مذکر

  • سوم شخص مفرد فعل ماضی، مونث و مذکر دارد: ژوبِشا (مذکر)-ژین‌بِشیا (مؤنث)= او رفت
  • افعالی که آخر آنها در ریشه زمان گذشته حرف صامت «دال» باشد، صرف مذکر و مؤنث آنها یکسان است: ژوهاکرد (مذکر)-ژین‌هاکرد (مؤنث)= خاو کرد.
  • افعالی که آخر ریشه زمان گذشته آنها حرف صامت «ت» باشد در مؤنث مصوت کوتاه «-َ» به کلمه اضافه می‌شود: ژوبُخُت (مذکر)-ژین‌بُخُتَه (مؤنث)= خوابید
  • سوم شخص فعل بودن در مذکر و مؤنث یکسان نیست: ژوگوزَه (مذکر)-ژین‌گوزِه (مؤنث)= او بزرگ است.
  • صفات با اسامی مذکر و مؤنث، تذکیر و تأنیث پیدا می‌کنند و با اسناد فعل بودن در سوم شخص تذکیر و تأنیث آنها آشکار می‌شود: دِزار اِسبیَه= دیوار (مذکر) سفید است.
  • عدد «یک» تذکیر و تأنیث دارد. عدد یک مذکر با معدود مفرد مذکر و عدد یک مؤنث با معدود مفرد مؤنث می‌آید: آی وَشکا= یک پسر – اییَه دخترَه= یک دختر.
  • صفت اشاره مفرد برای اشاره نزدیک با نام‌های مذکر و مؤنث مفرد حالت تذکیر و تأنیث پیدا می‌کند: اِن کوتَر= این کبوتر نر – اِنَه کوتَرَه= این کبوتر ماده.
  • صفت اشاره مفرد برای اشاره به نزدیک با نام‌های جمع مذکر و مؤنث تغییری نمی‌کند و مفرد مذکر آن با این نوع اسمی بکار می‌رود: اِن شیلِّکی تُرشیَن= این زردآلوها ترش هستند.
  • نام‌هایی که از زبان‌های دیگر وارد می‌شوند، گروهی مذکر و پاره‌ای جزء اسامی مونث طبقه‌بندی می‌گردند: ماشین و دیپلم= مذکر – صَندلیَه و کُمُدَه= مؤنث
ده نمک در سفرنامه استرآباد

ده نمک در سفرنامه استرآباد

ده نمک در سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان :
کتاب «سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان و…»، تالیف مسعود گلزارى به زبان فارسى، گزارش یکى از رجال عهد قاجار(میرزا ابراهیم ) به این مناطق مى‏باشد. این کتاب یکى از با اهمیت‏ترین منابع اطلاعاتى، از این مناطق در اوایل دوره قاجار مى‏باشد که مطالب آن در سال‏هاى بعد نیز مورد استناد اهل تاریخ و جغرافى قرار گرفته است. مولف کتاب سعى کرده، در این اثر اطلاعات با اهمیتى از سکنه، آب و هوا، محصولات، بناها، … این سرزمین‏ها را در میان مطالب کتاب به خوانندگان خود ارائه دهد.

میرزا ابراهیم نویسنده کتاب سفرنامه استرآباد ده نمک را اینگونه توصیف می کند: از بابت راه آرادان به ده نمک سه فرسخ است. چاپارخانه آنجا در دست محمود بیک است و کاروانسرای شاه عباسی دارد که پنج سال است حاجی علینقی تاجر کاشی ساکن طهران ، تعمیر نموده و آب انبار و آب ریز ساخته است که قدری آب جاری از پهلویش روان است .قلعه خرابه ای دارد که دوازده خانوار رعیت در آن ساکن است.

میرزا ابراهیم در  ٢٩  رمضان  ١٢٧۶ ق سفر خود را آغاز کرده و در  ٢٠  ذیقعده  ١٢٧٧ ق به پایان رسانده است. مؤلف سفر خود را از تهران شروع کرده شهرهاى سمنان، دامغان، شاهرود، استراباد، اشرف، سارى، بارفروش، لاهیجان، رشت، قزوین و آستارا را دیده و تمام وقایع زمان سفر را یادداشت کرده است.

ساختار کتاب؛ شامل فهرست مطالب، سرآغاز، خطبه، تفصیل، متن کتاب در چهارده بخش، تعلیقات و تصحیحات و اضافات و فهرست عمومى مى‏باشد. روش بیان مطالب کتاب در این اثر بر اساس نثر قاجار مى‏باشد که لغات عربى در نثر فارسى زیاد دیده مى‏شود. مولف تمامى مشاهدات خود را از هنگام شروع سفر از تهران و مسافت و مکان‏هاى بین را، تا زمان بازگشت دوباره به تهران در اثر خود آورده است.

سرآغاز کتاب به شرح مختصرى در مورد کتاب و مولف آن مى‏پردازد. بخش اول کتاب با عنوان «راه دارالخلافه به خاتون‏آباد» آغاز مى‏شود. در این بخش به مطالبى؛ همانند، دهکده خاتون‏آباد، راه خاتون‏آباد به ایوان کیف، دهکده ایوان کیف، راه ایوان کیف به قشلاق، دهکده قشلاق… اشاره مى‏شود. مولف در گزارش سفر خود به مسافت دقیق مناطق از یکدیگر و مکان‏هایى که مابین سفر مى‏بیند، اشاره دقیق مى‏کند؛ همانند اینکه نقل مى‏کند: «از بابت راه از ایوان کیف به قشلاق که پنج فرسخ است، به مسافت یک فرسخ و نیم گذشته اول سر دره است که بالاى تپه، قراولخانه نادرى مخروبه از آجر است که خیابان از میان دره است که جوى آب شور روان مى‏باشد. سه ربع فرسخ آمده دست چپ، توى دره ایضا قراولخانه سنگى خرابه است. و این دو قراولخانه به حکم نادر شاه ساخته شده بود که هرگاه افغان بیاید مستحفظین مانع شوند [و] جنگ نمایند. و ربع فرسخ دیگر گذشته سردره تمام مى‏شود که همه این سردره یک فرسخ است.» بخش دوم کتاب «از سمنان به دامغان، راه سمنان به آهوان» نام دارد که خود به قسمت‏هاى مختلفى تقسیم مى‏شود؛ همانند: «راه آهوان دو کاروانسرا دارد: یکى مشهور [به‏] شاه عباسى است که حاجى علینقى تاجر کاشى به سعى مشهدى غلامحسین در سنه ١٢٧١ تعمیر کرده است و بالاى دروازه به اسم شاه سلیمان نوشته است و تاریخ دارد سنه ١٠٩٧ که مقابلش آب‏انبار و آبریز دارد که از آجر ساخته‏اند.

میرزا ابراهیم نویسنده کتاب سفرنامه استرآباد ده نمک را اینگونه توصیف می کند:

از بابت راه آرادان به ده نمک سه فرسخ است. چاپارخانه آنجا در دست محمود بیک است و کاروانسرای شاه عباسی دارد که پنج سال است حاجی علینقی تاجر کاشی ساکن طهران ، تعمیر نموده و آب انبار و آب ریز ساخته است که قدری آب جاری از پهلویش روان است .

قلعه خرابه ای دارد که دوازده خانوار رعیت در آن ساکن است.

ده نمک از زبان اعتماد السلطنه

ده نمک از زبان اعتماد السلطنه

ده نمک از زبان اعتماد السلطنه (محمد حسن خان اعتماد السلطنه )

وی در سال 1050 قمری در کتاب مطلع الشمس اینگونه به توصیف روستا می پردازد.

ده نمک قلعه مدوری دارد به ارتفاع بیست ذرع. دیوار آن گبری و مدخل قلعه رو به مشرق و خندق و پل دارد. کاروانسرای شاه عباسی در ده نمک است مربع متساوی الاضلاع که در هر طرف شش اطاق و یک ایوان دارد و ایوان جنوبی مدخل و درِ کاروانسرا است. در چهار ضلع چهار طویله انداخته اند و این کاروانسرا را حاجی علینقی تاجر کاشی مرمت کرده است و در بیرون کاروانسرا چهارده ایوان رو به مشرق ساخته است.

 همچنین صنیع‌الدوله در سفرنامه مراجعت ناصرالدین شاه قاجار از خراسان می‌نویسد:   «پس از طی مسافتی به روستای ده نمک می‌رسیم که در کتب قدیم به نام قریه الملح از آن یاد شده و عرب‌ها آن را قصر الملح  نیز خوانده‌اند. ده نمک قلعه مدوّری دارد تقریباً به ارتفاع بیست ذرع دیوار آن گبری و مدخل قلعه رو به مشرق و خندق و پل داشته است. آب ده نمک از رودخانه است و سر چشمه آن واقع در لزوزه خاک فیروزکوه از کوهی در طرف شمال موسوم به رُهمه می­باشد. از سرچشمه سه فرسخ است. در خارج قلعه ده و در این سنوات بعضی­ها خانه ساخته و در آن‌ها مسکن گرفته­ اند.

محمد حسن خان فرنام معروف به اعتمادالسلطنه، فرزند حاج علی خان حاجب الدوله (اعتماد السلطنه) است . محمد حسن خان به سال 1256 خورشیدی به دنیا آمد با سمت نماینده نظامی به سفارت ایران در پاریس فرستاده شد .وی در دانشگاه پاریس ٬ تاریخ ٬جغرافیا و ادبیات فرانسوی را آموخت در بازگشت به تهران ناصرالدین شاه وی را به سمت ریاست دارالترجمه همایونی و ترزبان مترجم) ویژه شاه) و همچنین وزیر انطباعات (چاپ و نشر) گمارد. و زیر نظر او روزنامه ی سلطانی “مریخ” و “روزنامه نظامی” و ماهنامه “علمی” و روزنامه مصور “شرفمنتشر می شد .

در درازنای زندگانی خود به سمت های گوناگونی رسید و سپس همچون پدرش به او فرنام اعتماد السلطنه داده شد و وزیر انطباعات گردید. در سال 1290 در سفر نخست ناصرالدین شاه به اروپا او نیز با سمت «ایشیک آقاسی باشیگری»(رئیس تشریفات) به همراه شاه به اروپا رفت شاه پس از بازگشت از اروپا تشکیلات و تغییراتی تازه در هیأت دولت ایجاد کرد در این تغییرات امام قلی میرزا اعتماد الدوله”، پدر زن اعتمادالسلطنه وزیر دادگستری شد و اعتمادالسلطنه نیز معاون او شد. وی در سیزده نوروز سال 1313 مهی و یک ماه پیش از کشته شدن ناصرالدین شاه بر اثر سکته در سن شصت و چهارسالگی درگذشت . و در شهر نجف به خاک سپرده شد .

وی خوشبختانه یادداشت ها و یادبودهای روزانه چند سال خود را هرچند کوتاه نوشته است و چون به اندرونی شاه راه داشت نکته‌های قابل توجهی از زندگی خصوصی و مسائل پشت پرده را به نگارش درآورده ‌است. کتاب عظیم و پرحجم مطلع الشمس در حقیقت دائرة المعارف بزرگى است که به لحاظ دارا بودن اطلاعات بسیار گسترده و متنوع در جغرافیا و تاریخ و فرهنگ و هنر در زمینه هاى گوناگون، از اهمیت و اعتبارى بى مانند برخوردار است.نخستین چاپ آن در سالهاى 1301 تا 1303 هجرى قمرى ، هنگامى که نویسنده تصدى امور وزارت انطباعات و دارالترجمه شاهى را عهده دار بود، صورت پذیرفت.

جلد اول وضع جاده تهران به مشهد را از لحظه خروج کاروان ناصرالدین شاه از دارالخلافه تهران تا ورود به مشهد از راه دماوند و فیروزکوه و بسطام و بجنورد و قوچان، منزل به منزل وصف مى کند و اوضاع هر یک از شهرها و روستاهاراشرح میدهد  
جلد دوم وصف دارالقدس مشهد، آقار و ابنیه و شرح اماکن متبرکه این شهر و اطراف آن، زندگى نامه بزرگان و مفاخر آن، بویژه شرح زندگانى امام على بن موسى الرضا علیه السلام و بارگاه پرجلال اوست و همچنین فهرست منظمى از کتابهاى آستان قدس رضوى را دربردارد                                           .
جلد سوم شرح بازگشت ناصرالدین شاه به دارالخلافه تهران از طریق نیشابور و سبزوار و دامغان و سمنان و ورامین است که شرح کاملى از احوال و آثار بزرگان هر یک از این شهرها را نیز شامل مى شود

توصیف ده نمک درکتاب معجم البلدان

توصیف ده نمک درکتاب معجم البلدان

  • توصیف یاقوت حموی مورخ و تاریخ نویس از روستای تاریخی ده نمک :

از میان مسافران جاده ابریشم، عده ای از مورخان  به شرح سفر خود  در سفرنامه  به روستای ده نمک اشاره نموده اند که تعدادی از آنان عبارتند از :

ابن رسته، یاقوت حموی، سیف الدوله، ناصرالدین شاه، صنیع الدوله، هوتوم شیندلر و هانری رنه دالمانی وکه در ذیل به بیان کفتار هر یک می پردازیم.

 ابوعبدالله یاقوت حموی «الرومی البغدادی»متولد ۵۷۴ه ق.وی جغرافی‌دان و تاریخ‌نویس مشهور قرن هفتم هجری قمری است. ، کتاب: « مُعجَم اَلبُلدان » تصنیف دانشمند بزرگ عرب « یاقُوت الُحمَوی » یکی از پربارترین کتاب‌های عصر خود بوده‌است.

کتاب  یاقوت نیز از همان تألیفها است که بخشهاى عمدۀ آن مربوط به ایران دوران اسلامى و برخى از بخشهاى آن نیز دربارۀ دیگر کشورهاى هم مذهب ملت ایران است. این کتاب چنانکه یاد کردیم بر حسب حروف تهجى تنظیم گشته و هر حرف بنام کتاب و در ذیل هر کتاب بابهایى دربارۀ شهرهاى ایران و برخى از دانشمندان آن است یاقوت نام مشترک را از اینرو بر این کتاب نهاده که در ذیل هر کتاب (حرف) همۀ شهرهایى را که از نظر لفظ مشترک‌اند ولى هر کدام در سرزمین خاصى است بیاورد و آنگاه پس از بیان خصوصیتهاى هر شهر منسوبان بدان را از عالمان و محدثان و مفسران و شاعران یاد مى‌کند. نگارنده کوشیده است در متن تنها شهرهاى ایران آن زمان و دانشمندان منسوب به آنها را برگزیند و در حاشیه شهرهاى همنام آنها را که در بیرون از مرزهاى ایران آن روزگار است بایجاز یاد کند و خواننده را به صفحۀ متن مراجعه دهد. هدف از یاد کردن منسوبان به هر شهر این است تا جوانان ما دریابند که در مثل از شهر ساوه یا دیگر شهرهاى ایران چه بزرگانى برخاسته و با چه هوشمندى در پیشرفت دانش اسلامى مى‌کوشیده‌اند یاد کردن شهرهاى همنام در حاشیه ما را به این نکتۀ مهم متوجه مى‌سازد که چگونه ملت ما با دیگر ملتها رابطه داشته و یا نفوذ ایرانى را در سرزمینهاى دیگر و مهاجرت آنان را بکشورهاى دور نشان مى‌دهد و هم ثابت مى‌کند که ملت ما بهر جا رفته زبان شیرین فارسى را چون جان حفظ کرده و بسنت نیاکان خویش بیدرنگ به آبادانى مى‌پرداخته و نام ایرانى بر روى جایگاهى که آباد کرده مى‌نهاده است

یاقوت حموی  در کتاب خود بخشهای را به  توصیف روستای تاریخی ده نمک پرداخته است

روستای ده نمک از دیدگاه ژنرال انگلیسی

روستای ده نمک از دیدگاه ژنرال انگلیسی

روستای ده نمک از دیدگاه ژنرال انگلیسی:

ژنرال سر آلبرت هوتم ـ شیندلر در 24 سپتامبر 1846 متولد شد و در 1868 در سرویس تلگراف هند و اروپایی در ایران مشغول به کار شد. در آنجا، تحت نظارت (Colonel Sir John Bateman Champain)  و دیگر مدیران سازمان، شایستگی خود را نشان داد. او در سال 1876‌، از کار خود استعفا داد و به عنوان مشاور مخبر‌الدوله در امور تلگراف مشغول شد؛ پس از مدتی وزیر تلگراف ایران شد و خطوط تلگراف بسیاری برای ایران طراحی کرد. او برای پیشبرد تلگراف و طرح‌های معدن و راه‌سازی،‌ به دور‌افتاده‌ترین نقاط قلمرو شاهنشاهی سفر کرد. از این رهگذر، دانش بسیاری نسبت به جغرافیا و لهجه‌های مختلف ایران به دست آورد.
آلبرت‌ هوتم، در سال 1893، به عنوان نخستین مدیر بانک تازه تأسیس ایران (بانک شاهی) و مدیر فعالیت‌های معدن‌کاوی در ایران معرفی شد. پس از مدتی، به مدیریت بازرسی بانک منصوب شد و پنج سال در آن جا خدمت کرد. سپس به عنوان مشاور ارشد، وارد امور خدماتی حکومتی شد؛ هم زمان مسئولیت ادارة گذرنامة تهران را نیز به عهده داشت
.
هوتم به خاطر خدماتش به دولت هند، در ادوار مختلف، به دریافت دیپلم‌های
CIE، در سال  1900 و KCIE در سال 1911، نایل آمد. وی در سال 1911، بازنشسته شد و باقی عمر را در انگلستان گذراند.
هوتم عضو انجمن جغرافیای انگلیس، هلند، آلمان و اتریش، همچنین انجمن سلطنتی آسیایی و انجمن‌های زمین‌شناسی و حیات وحش اتریش بود.
بیش از سی اثر از وی در باره ایران به چاپ رسیده است، مانند کتاب لهجه سمنانی به سال  1877 /
/ Der Semnánische Dialect, 1877

هوتوم شیندلر حاصل مشاهدات خود را در طول ماموریت برای کشیدن سیم تلگراف بین تهران و مشهد در کتابی با عنوان سفرنامه خراسان  اینگونه نگاشته است..

روستای ده نمک، پنجاه و یک خانوار دارد.  آب آن بسیار کم و شور است ده نمک یک کاروانسرای بسیار خوب دارد که از بناهای شاه اسماعیل صفوی است و این کاروانسرا بیست و چهار اطاق و طویله بسیار بزرگ و خوب دارد.

جنوب این ده همه اش کویر است و شمالش به کوه چهل و یک تن مشهور است.

قلعه روستای ده نمک با وجود اینکه خیلی خراب است، بیست و شش خانه وار منزل دارند و اهل ده میگویند اینجا جای بسیار بزرگی بوده است و از اطراف چینه پایه دیوارها معلوم است که می گویند در اینجا که حال دیوار است، دروازه اش بوده است.   دو یخچال در این ده وجود دارد

سفرنامه بخارا و توصیف ده نمک

سفرنامه بخارا و توصیف ده نمک

کتاب سفرنامه بخارا و اشاره ای به روستای تاریخی ده نمک در آن  

کتاب سفرنامه بخارا عصر محمد شاه قاجار» با مولف مجهول، به زبان فارسى در مورد طوایف تکه در مرو، سرخس، آخال و تجن مى‏باشد. نویسنده گویا ایلچى دربار فتحعلى‏شاه بوده و به همراه خواجه خلیل فرستاده امیر بخارا از تهران رهسپار بخارا گردیده و گزارش منزل به منزل را در این سفرنامه شرح داده است. وى از سیف‏ الله میرزا (چهل و دومین پسر فتحعلى‏شاه) و آصف‏الدوله حاکم خراسان و محمد زمان خان قاجار [عزالدّین‏لو] حاکم بسطام و حاجى سید اسماعیل مجتهد سبزوارى و محمدتقى خان قاجار یاد کرده است. اهمیت این سفرنامه بدان خاطر است که نخستین گزارش موجود یک مأمور ایرانى دوره قاجاریه از ماوراءالنهر به ویژه بخارا است.

مولف سفرنامه بخارا نوشته است:

منزل پنجم ده نمك كه هفت فرسخ است وارد شديم. مذكور شد كه اهالى آنجا زياده مستأصل و پريشان مى‌‏باشند، از عهده‏ اخراجات و سيورسات نمى‏‌توانند برآيند. آن‏ شب خرج خليل خواجه را اين فدوى متحمل شد و به رعايا تحميلى وارد نياورد.