قرابت گویش مردم ده نمک  و مردم بیابانک

قرابت گویش مردم ده نمک و مردم بیابانک

قرابت گویش مردم ده نمک با مردم بیابانک

زبان مردم روستای تاریخی دهنمک شباهت بسیاری با زبان مردم روستای بیابانک دارد از دیرباز با توجه به اینکه هر دو روستا در استان سمنان واقع هستند و از سوی دیگر فاصله کم بین دو روستا و رابطه خویشاوندی تعدادی از مردم روستا با همدیگر ، مشاهده میگردد که گویش این دو روستا نیز کاملا نزدیک به هم میباشد قرابت گویش مردم ده نمک با مردم بیابانک از گذشته دور منجر به ایجاد هم دلی بین روستائیان گردیده است . در زیر اشعاری که توسط آقای محمد صبوری سروده شده و با مردم هر دو روستا دارای قرابت میباشد بیان شده است .

اگرمگت‌تو‌هم‌شادبووخندون
بیاونک‌زبون باهین بخندون

ته‌هادره…….. چوخط دارمون…….. قدیمها
مشیمون‌گوشت هارین خط‌متش روح الله

ته‌هادره‌مزنبل آو جاکرمون
تلوبشکیابواما……چکرمون

برای هچو‌وپوچ‌کهنه‌…….دوره
موسربکتنات‌بانصف‌شاهدوره

کوشواون روزکه باهم‌منیسمون
برای‌همدیگرمشق.. منویشتمون

ته هاداره قدیمها چه مکرمون
چه جوری چربو چاخ مکرمون

کله‌آتش مموند بعدازپخت نون
پلیک‌چربوباربو‌تادم‌دمی صبح

شوهاجمع بون‌براروپیه ومار
دمی کرسی‌ پله بالب خندون

کنقدون‌وگزرونار…….دارچون
شلغم‌وگزرآو…..هم‌باردارچون

صباحی په‌همه مشغول….‌کاربون
هشکین‌ازهمدیگرغیبت ندارچون

گلیم‌وجاجیم‌…..‌.کارباردارجون
‌ویکارنبون‌اصِلآهم‌غم‌ندارچون

عارسی‌ها چقدراون روز شلوغ‌بو
اگرلوطی نبو…..‌‌ بازصوت وکوربو

همش شادی.بو…..‌‌.‌….سماع وخنده
شوهازوماکیه تا………..صبح ای دنده

کوشودلخوشی شوهای چله
همه دورهمی درکرسی… پله

کسینهاازمسینها ترس دارچون
برای‌حرمت هم لرز٫٫٫٫٫٫دارچون

ماچون‌اون‌آستینک‌های قدیمی
دمی کرسی پله با چای…. قوری

قدیمهامثل‌الون پول ندارچون
دواودکتروآمپول…….ندارچون

همون مهرومحبتهادوابو
میون‌آدمهالطف وصفابو

قدیمها قدرهمدیگر…..مزونچون
قرض ورزی برای هوم ندارچون

رحیم‌بون‌کریم‌بون‌وصبور…بون
تازنده بون همیشه‌ان‌چنین بون

نمکدره عجب لطف وصفاددارد
برای دردبی درمون‌دوا…….دارد

برارجون قدرهمدیگر…………..بزونین
‌همه خویشین‌خوشتون‌دشمن‌نزونین

امامسجدهمه‌لطف وصفا……بو
دمی قلعه‌ همش شادی به پابو

شووجنی‌اگرچه‌جنگ‌دارچون
طلاق‌درزندگانی‌ننگ‌دارچون

خلاصه اون روزها شادی بپابو
نیت هاپاک و‌کارهابی ریا….بو

هشکین‌ازهمدیکرکمترندارجون
اتول نبوبعضیها خر…..ندارچون

هرچی دارچون همه باهم مخورچون
هشکین ازهمدیگرکمتر…… ندارچون

ناخوش بون همدیگر سرمکتناشون
محبت بو صفابو غم……… ندارچون

هرچی باچن شماره‌کم …باچن
هوچی درزندگانی کم ندارچن

صبوری باتش ازشوهای چله
قدیمین‌آستینک.. ‌ازکرسی‌‌پله

صبوری مختصرباتش‌شماره
مثل‌شاخه‌نبات بردوا…….ره
بتاریخ شب چله سال ۱۳۷۰
✍️شعرازمحمدتقی صبوری

لهجه ده نمکی

لهجه ده نمکی

لهجه ده نمکی:

لهجه مردم روستای تاریخی ده نمک نزدیکی و خویشاوندی با لهجه و گویش مردم سمنان و شهرستان های سرخه و بیابانک دارند زبان ده نمکی  نیز عضوی از شاخه زبان‌های شمال غربی ایران است که خود شاخه‌ای از زبان‌های هند و ایرانی است. دکتر معین معتقد است که لهجه ده نمکی رابطه نزدیکی با لهجه سمنانی و بیابانکی دارد. اهالی این منطقه زبان فارسی را نیز به خوبی تکلم می‌کنند ولی در بین خود ترجیح می‌دهند که با لهجه  ده نمکی صحبت کنند.

لهجه ده نمکی  زبانی انعطاف‌ناپذیر است. واژه‌های بیگانه را به سختی می‌پذیرد و حتی به نظر می‌رسد که تا حدود یکی دو سده گذشته در مقابل ورود واژه‌های فارسی نیز مقاومت به خرج داده باشد. همچنین خاصیت ترکیب‌پذیری و ساخت واژه‌های جدید در این زبان در مقایسه با فارسی بسیار ضعیف است.این زبان با برخی واژه‌های متداول در خانواده زبان‌های ایرانی، خود زبانی مستقل و کم وبیش خودکفا می‌باشد. در گروه‌بندی زبان‌های ایرانی نو، زبان سمنانی متعلق به گروه زبان‌های مرکزی ایران است این زبان دارای لهجه‌های گوناگونی است که هیچکدام کار یک لهجه را یکسره تمام نکرده‌اند

زبان سِمنانی یکی از زبانهای ایران است. زبان سمنانی از شاخهٔ زبان های ایرانی و شمال غربی است و در عین حال زبان انتقالی میانزبان های ایران مرکزی و زبان گیلکی به شمار می‌آید  ناصر خسرو می‌گوید که سمنانی‌ها فارسی را با  لهجه دیلمی تلفظ می‌کنند به اعتقاد گیتی شکری و بهروز محمود بختیاری ، زبان سمنانی با زبان تاتی و زبان تالشی پیوند دارد

به دلیل این که مردم استان سمنان به گویش‌های مختلفی سخن می‌گویند، این استان به جزیره لهجه‌ها معروف است. زبان رسمی مردم استان سمنان مانند همه ایرانیان فارسی دری (پهلوی) است اما به لحاظ گستردگی و تحولات عوامل جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی، از تعدد و تنوع گویش‌ها و لهجه‌های خاصی برخوردار است. گویش سمنانی مرتبط با زبان‌های ماد و پارت است. شناخت اصول و قواعد زبان ده نمکی و نیز تهیه دستور صرف و نحو کامل، دقیق و صحیح آن کار بسیار دشواری است. گویش سمنانی یکی از دسته زبان‌های ایرانی غربی است که در ادوار باستان در بخش شمال غربی ایران رواج یافته و هم اکنون نیز در بین مردم شهر سمنان رایج است. این گویش به سبب پیشینه تاریخی، قواعد دستوری ویژه و نفوذناپذیری در طول قرون گذشته از دیرباز در کانون توجه برخی پژوهشگران و زبان‌شناسان بوده است

گویش سمنانی با ویژگیهای کهن خود از جایگاهی والا در بین گویشهای ایرانی برخوردار است و شاید بتوان گفت تعداد گویشهایی که قدمت و اصالت آنها با گویش سمنانی برابر و یا از آن کهن تر باشد بسیار اندک است.
پژوهشهای انجام شده بیانگر آن است که گویش سمنانی با توجه به ویژگیهای آوایی و دستوری آن از زبانهای ایرانی دوره میانه، یعنی زبانهای پارتی(پهلوی اشکانی) و پارسی میانه(پهلوی ساسانی) که حدود ۹۰۰ سال,از سال ۲۵۰ پیش از میلاد تا ۶۵۰ میلادی زبان رسمی ایران بوده اند، کهن تر است و از این رو می‌توان آن را حد فاصل بین زبانهای باستانی یعنی زبانهای اوستایی، مادی و پارسی باستان و زبانهای دوره میانه دانست و پیشینه ای بیش از ۲۲۵۰ سال برای آن قایل شد
.
همین ویژگی باعث شده است که گویش سمنانی از حدود ۱۵۰ سال پیش یعنی از سال ۱۸۵۸ میلادی(۱۲۳۷ خورشیدی) مورد توجه شرق شناسان قرار گیرد و جای تأسف است که تعداد محققان خارجی که به تحقیق در این گویش پرداخته اند بیش از پژوهشگران ایرانی است.

کریستن سن که در حدود سال ۱۹۱۴ درباره این زبان پژوهش نموده، می‌گوید.زبان سمنانی به قدری با سایر لهجه‌های ایرانی نظیر مازندرانی و گیلکی و غیره اختلاف دارد که خود ایرانی‌ها می‌گویند، بدون اینکه این زبان‌ها را فرا گرفته باشیم، درک می‌کنیم ولی زمانیکه دو سمنانی با هم صحبت می‌کنند، هرگز زبان آنها را نمی‌فهمیم.

دستور زبان : برخی از این دستورات بر این پایه‌اند

دستورات جمع

  • نام‌هایی که آخر آنها در مفرد حرف «یا» بیاید در جمع تغییری نمی‌کنند: کُنجی (مفرد)-کُنجی (جمع)= کنجد.
  • نام‌هایی که آخر آنها حرفی صامت بیاید در جمع «یا» به آخر آنها افزوده می‌گردد: غَلیف (مفرد)-غَلیفی (جمع)= کماجدان.
  • نام‌هایی که آخر آنها مصوت کوتاه است، در جمع مصوت کوتاهشان تبدیل به «اِی» می‌شود: رَجه (مفرد)-رَجِی (جمع)= بندی که بر آن رخت پهن کنند.
  • نام‌هایی که آخر آنها مصوت بلند باشد نیز در جمع مصوت بلندشان تبدیل به «اِی» می‌شود: اَستا (مفرد)-اَستِی (جمع)= هسته.

دستورات مؤنث و مذکر

  • سوم شخص مفرد فعل ماضی، مونث و مذکر دارد: ژوبِشا (مذکر)-ژین‌بِشیا (مؤنث)= او رفت
  • افعالی که آخر آنها در ریشه زمان گذشته حرف صامت «دال» باشد، صرف مذکر و مؤنث آنها یکسان است: ژوهاکرد (مذکر)-ژین‌هاکرد (مؤنث)= خاو کرد.
  • افعالی که آخر ریشه زمان گذشته آنها حرف صامت «ت» باشد در مؤنث مصوت کوتاه «-َ» به کلمه اضافه می‌شود: ژوبُخُت (مذکر)-ژین‌بُخُتَه (مؤنث)= خوابید
  • سوم شخص فعل بودن در مذکر و مؤنث یکسان نیست: ژوگوزَه (مذکر)-ژین‌گوزِه (مؤنث)= او بزرگ است.
  • صفات با اسامی مذکر و مؤنث، تذکیر و تأنیث پیدا می‌کنند و با اسناد فعل بودن در سوم شخص تذکیر و تأنیث آنها آشکار می‌شود: دِزار اِسبیَه= دیوار (مذکر) سفید است.
  • عدد «یک» تذکیر و تأنیث دارد. عدد یک مذکر با معدود مفرد مذکر و عدد یک مؤنث با معدود مفرد مؤنث می‌آید: آی وَشکا= یک پسر – اییَه دخترَه= یک دختر.
  • صفت اشاره مفرد برای اشاره نزدیک با نام‌های مذکر و مؤنث مفرد حالت تذکیر و تأنیث پیدا می‌کند: اِن کوتَر= این کبوتر نر – اِنَه کوتَرَه= این کبوتر ماده.
  • صفت اشاره مفرد برای اشاره به نزدیک با نام‌های جمع مذکر و مؤنث تغییری نمی‌کند و مفرد مذکر آن با این نوع اسمی بکار می‌رود: اِن شیلِّکی تُرشیَن= این زردآلوها ترش هستند.
  • نام‌هایی که از زبان‌های دیگر وارد می‌شوند، گروهی مذکر و پاره‌ای جزء اسامی مونث طبقه‌بندی می‌گردند: ماشین و دیپلم= مذکر – صَندلیَه و کُمُدَه= مؤنث
زبان سمنانی و قرابت آن با گویش مردم ده نمک

زبان سمنانی و قرابت آن با گویش مردم ده نمک

زبان سمنانی و قرابت آن با گویش مردم روستای ده نمک
به دلیل این که مردم استان سمنان به گویش‌های مختلفی سخن می‌گویند، این استان به جزیره لهجه‌ها معروف است. زبان رسمی مردم استان سمنان مانند همه ایرانیان فارسی دری (پهلوی) است اما به لحاظ گستردگی و تحولات عوامل جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی، از تعدد و تنوع گویش‌ها و لهجه‌های خاصی برخوردار است. گویش سمنانی مرتبط با زبان‌های ماد و پارت است. گویش سمنانی و لهجه‌های اطراف به ۵ دسته تقسیم می‌شوند که عبارتند از سمنانی، سنگسری، شهمیرزادی، لاسجردی و سرخه‌ای که در این میان زبان ده نمکی به زبان سمنانی نزدیکی و قرابت فراوانی دارد همچنین زبان سمنانی از همه قدیمی‌تر است و شناخت اصول و قواعد و نیز تهیه دستور صرف و نحو کامل، دقیق و صحیح آن کار بسیار دشواری است. گویش سمنانی یکی از دسته زبان‌های ایرانی غربی است که در ادوار باستان در بخش شمال غربی ایران رواج یافته و هم اکنون نیز در بین مردم شهر سمنان رایج است. این گویش به سبب پیشینه تاریخی، قواعد دستوری ویژه و نفوذناپذیری در طول قرون گذشته از دیرباز در کانون توجه برخی پژوهشگران و زبان‌شناسان بوده است. این گویش چنان با سایر گویش‌های ایرانی تفاوت دارد که شاید بتوان بدون تحصیل و اطلاع قبلی تمام گویش‌های ایرانی مانند مازندرانی، یزدی، اصفهانی و … را متوجه شد اما وقتی اهل سمنان به زبان خود سخن می‌گوید، مطلقاً از آن چیزی دریافت نمی‌شود.
از آنجا که تلفظ کلمات در هر محله از شهر سمنان متفاوت می‌باشد، بنابراین تلفظ اهالی محله اسفنجان سمنان بنا به قدمت دیرینه آن محله، پایه کار آوانوشت اصطلاحات و مثل‌ها بین محققین قرار گرفته است که تفاوت‌های تلفظی واژه‌ها ناشی از تفاوت آوایی میان محله‌هاست.
نزدیکی و خویشاوندی گویش سمنانی با زبان فارسی میانه و فارسی باستان و نیز خویشاوندی این گویش با شماری از گویش های اقوام ایرانی در درون سرزمین و نیز همسانی های آن با پاره ای از اصطلاحات و واژه های کشور های همسایه نظیر افغانستان و تاجیکستان،پژوهش در این گویش را از سودمندی ها و ارزش های ویژهای برخوردار داشته است.
در شاهرود بومیان اصیل علاوه بر زبان فارسی، به گویش شاهرودی نیز سخن می‌گویند. گویش‌های دیگر شهرستان شاهرود مربوط به گروه‌های انسانی مهاجر است. مهاجران آذری و ترک‌های منطقه کالپوش و روستای اَبر، به زبان ترکی سخن می‌گویند. بلوچ‌های منطقه کالپوش و کردهای منطقه پل ابریشم نیز به گویش بلوچی، کردی و بجنوردی صحبت می‌کنند ولی به زبان فارسی آشنایی کامل دارند. عرب‌های مهاجر خوزستان و کردهای مهاجر عراقی نیز از زبان مادری خود در جمع خانواده بهره می‌برند. آن دسته از مهاجران عرب که در سده‌های قبل به منطقه کوچ کرده‌اند، امروزه همگی تنها به زبان فارسی سخن می‌گویند. بنابراین در هر یک از مناطق، اهالی زبان فارسی را به لهجه محلی خاص خود بیان می‌کنند. بر این اساس لهجه‌های مردمان نقاطی مانند شهر کلاته خیج، مجن، بسطام، میامی، فرومد، طرود، بیارجمند، خوارتوران و …، به راحتی قابل تشخیص است.
زبان مردم شهرستان دامغان نیز گونه‌ای از زبان اصیل فارسی است که با لهجه خراسانی پیوستگی دارد. این گویش در تمامی مناطق این شهرستان یکسان تکلم نمی‌شود. در مناطق شمالی شهرستان دامغان (به جز شهر دیباج)، به دلیل همجواری با استان مازندران با اندک تفاوت، مردم به لهجه مازندرانی سخن می‌گویند. روستاهای جنوبی حاشیه کویر (به جز روستای کوه زر)، تحت تأثیر مناطق مرکزی ایران بوده و به فراوانی لغات و واژه‌های آن مناطق را در تکلم آنان می‌توان دید. زبان روستاهای شرقی دامغان به گویش شاهرودی نزدیک است.
زبان و لهجه محلی متداول در بین گرمساری‌ها لهجه رازی است که با اندکی تفاوت، اهالی نواحی اطراف تهران، ری، شمیران و ورامین نیز به آن صحبت می‌کنند اما ساکنان شهرها و روستاهای مناطق کوهستانی البرز با لهجه‌ای آمیخته از لهجه‌های رازی و مازندرانی سخن می‌گویند. از زبان‌های محلی دیگر شهرستان گرمسار می‌توان به مواردی چون ترکی که اقوام اصانلو و پاژوک با آن صحبت می‌کنند. زبان اصانلو شبیه ترکی زنجانی و زبان اقوام پازوکی شبیه ترکی آذربایجانی است. اقوام الیکایی نیز به زبان محلی مخصوص خود تکلم می‌کنند.
زبان سنگسری نیز عضوی از شاخه زبان‌های شمال غربی ایران است که خود شاخه‌ای از زبان‌های هند و ایرانی است. دکتر معین معتقد است که لهجه سنگسری رابطه نزدیکی با لهجه لاسجردی دارد. اهالی این منطقه زبان فارسی را نیز به خوبی تکلم می‌کنند ولی در بین خود ترجیح می‌دهند که با لهجه سنگسری صحبت کنند. لهجه مردم شهر درجزین نیز بیشتر با زبان سنگسری قرابت دارد. در نواحی شمالی شهرستان مهدی‌شهر مناطقی چون شهمیرزاد و روستاهای این بخش مانند (فولاد محله، چاشم و …)، به دلیل مجاورت به استان مازندران با اندک تغییری به لهجه مازندرانی سخن می‌گویند
به اعتبار همین ارزش ها،بررسی و کالبد شکافی این گویش از یکی دو قرن پیش به این سر،در کانون رویکرد برخی از پژوهشگران اروپایی قرار گرفت.آنان با بهره گیری از روش های نو،در پژوهش های زبان شناسی،به درون کاوی قابلیت ها و کاربرد های این گویش پرداختند و نوشته هایی سودمند و راه گشا عرضه کردند.
از درون مایه های گویش سمنانی برای کشف ناشناخته ها و ابهامات یافته های باستان شناختی می توان بهره ی فراوان برد.ازجمله:
برای درست فهمی متن های باستانی و اشراف بر مفاهیم و منظور های راستین و در پی آن نزدیک شدن بر ساز و کار واقعی زندگی مردم در رابط و پیوندهای آنان با همسایگان و اقوام دور دست.
در کتیبه ها و انواع به دست آمده در زمین کاوی های باستان شناسی،بسیاری از اصطلاحات و کلمات و لغات،ناخوانده و یا ناشناخته باقی مانده اند.استفاده از گونه های گویش سمنانی به مثابه ی لهجه و زبانی که هنوز نشانه های قابل توجهی از گذشته های باستانی رابا خویش دارد،می تواند ثمر بخش و راهگشا باشد.ادبیات شفاهی مردم سمنان ضربالمثل ها،شعر ها،افسانه ها،لطیفه ها،نغزها و چیستان ها،آیین ها و باور داشت ها،فن آوری ها،سنن و گنجینه های ارزشمند،هم در دانش زبان شناسی هستند.
این ظرفیت ها،از سوی الزامات و فشار های ناگزیرو اجتناب ناپذیر تهدید می شوند و همین تهدید ها ،ضرورت شتاب بخشیدن به امرپژوهش و درون کاویدر گویش سمنانی را بیشتر می کند.
برخی از این فشار ها و الزامات عبارتند از:
_سیطره ی روز افزون زبان ملی و معیار و تاثیر بلاانکار آن از طریق رسانه ها و غلبه ی ناگریز این عنصر زبانی بر مواد درسی در تمامی سطوح آموزشی کشور.
_غیبت تقریبا مطلق گویش های بومی و برنامه های آموزشی،و در رسانه های مکتوب و گفتاری-شنیداری و تصویری کشور.
_مهاجرت و پیامد های ناشی از تغییرات و دریافت های فرهنگی جامعه ی بومی و استحاله ی خرده فرهنگ ها در یکدیگر.
_کاهش شدید ضرورت و کاربری گویش های محلی در تعاملات و ارتباطات اجتماعی.
یکی از جالب ترین پدیده های گویشی در همین شهر سمنان و پیرامونش رخ داده است.به این معنی که با فاصله های بسیار اندک،گویش های نسبتا مستقل وخود کفایی هستندکه گویش وران همسایه یا آن ها را درنمی یابند یا به سختی در می یابند.گویش های سمنانی،سنگسری،پروری،سرخه ای،لاسجردی،شهمیرزادی،افتری،از یک سو شاهرودی و برخی جنبه های گویش دامغانی و برخی از مناطق گرمسار،مثل گویش عشایر الیکایی دارای اهمیت فراوان اند و بررسی های بسیار میطلبند.
این گویش ها در عین اشتراک با برخی گویش های متداولدر خانواده گویش های ایرانی،گویش هایی مستقل و خود کفا هستند و با این که به هر حال یکی از شاخه های زبان های ایرانی به شمار می آیند و تفاوت های قابل تاملی با دیگر گویش های ایرانی،مثل مازندرانی،گیلانی،آذری،کردی،بلوچی،لری و… دارند،اما مشترکات و همانندی های بسیار جالب و جذابی با آن گویش ها دارند.این تفاوت ها و مشترکات،کلید های جذابی برای محققان است
در زبان سمنانی که باقیمانده زبان پهلوی است، به چیز یا شخص بزرگ می‌گویند «مَس» و به صورت تفضیلی به بزرگ‌تر می‌گویند «مَس‌تر». و در ده نمکی نیز که بر گرفته از زبان سمنانی است مس به مسین (بزرگتر) تلفظ میگردد.
۱- بنابر عقیده مارکوارت نام کومش از نام دختر فرهاد چهارم که به نام کُشم (Koshm) بوده است گرفته شده همان طور که در ضمن شرح ایالت‌های دولت اشکانیان در تاریخ قومس نوشته عبدالرفیع حقیقت آورده شده؛ یکی از ایالت‌های هجده‌گانه آنان، کمیسنه (کومش= قومس) نام داشت.
۲- در کتاب منتهی‌ الارب و اقرب الموارد، قومس به فتح میم، مهتر و امیر قوم معنی شده است و برخی نوشته‌اند که این سرزمین محل سکونت بزرگان دین زرتشت بوده است.
ناصر خسرو میگوید که سمنانی ها فارسی را با لهجه دیلمی تلفظ می کنند به اعتقاد گیتی شکری و بهروز محمودی بختیاری ، زبان سمنانی با زبان تاتی و زبان تالشی پیوند دارد .زبان سمنانی متعلق به گروه زبان های مرکزی ایران است زبان سمنانی به قدری با سایر لهجه‌های ایرانی نظیر مازندرانی و گیلکی و غیره اختلاف دارد که خود ایرانی‌ها می‌گویند، بدون اینکه این زبان‌ها را فرا گرفته باشیم، درک می‌کنیم ولی زمانیکه دو سمنانی با هم صحبت می‌کنند، هرگز زبان آنها را نمی‌فهمیم.
سمنانی زبانی انعطاف‌ناپذیر است. واژه‌های بیگانه را به سختی می‌پذیرد و حتی به نظر می‌رسد که تا حدود یکی دو سده گذشته در مقابل ورود واژه‌های فارسی نیز مقاومت به خرج داده باشد. همچنین خاصیت ترکیب‌پذیری و ساخت واژه‌های جدید در این زبان در مقایسه با فارسی بسیار ضعیف است
بنای شهر سمنان را به ” تهمورث دیو بند = زیناوند = eynawanbz ” نسبت داده اند، یعنی قدمتی که به حدود هزاره های پنجم و چهارم قبل از میلاد می رسد.” کریستن سن ،( ۲۶۱)
“در دوران باستان، در تقسیمات شانزده گانه اوستایی، سمنان جزو ایالت چهاردهم، یعنی ایالت” ورنه varena “، در منطقه جنوبی البرز “خوآرن” یا ” خوآره” بود
دیاکونف” در “تاریخ ماد ” در بررسی گویش های محلی ایران، اشاراتی به گویش سمنانی دارد وآن را بقایای زبان مادی می داند.
بررسی و شناخت گویش سمنانی در سال های اخیر توسط محققین علاقه مند این خطه دنبال شده است. “پرویز پژوم شریعتی” یکی از پر تلاش ترین افراد در این زمینه است. وی با توجه به قواعد دستوری گویش سمنانی، دنبال نمودن سابقه لغات و مقایسه واژه ها به زبان های باستانی ایران فرضیه های جدیدی بنیان نهاده است .
گویش سمنانی دارای ویژگی هایی است که از ویژگی های زبان های باستانی ساده تر و از خصوصیات زبان های میانه پیچیده تر می باشد و این بهترین راهنما برای تخمین قدمت این گویش است.” تلاش هایی نیز توسط افرادی نظیر فرهنگ شکوهی، پناهی سمنانی، عبدالرفیع حقیقت در این گویش انجام پذیرفته است.
ماحصل این تحقیقات تاریخچه گویش سمنانی را حدود ۲۰۰۰ تا ۲۳۰۰ سال تخمین می زند.
بنا بر آنچه گفته شد می توان با اطمینان، زبان سمنانی را بازمانده اصیل زبان پارتی کهن به شمار آورد که به علت وضع خاص جغرافیایی منطقه سمنان که از شمال به رشته کوه های البرز و از جنوب و غرب به کویر مرکزی ایران محدود می شود تا کنون نسبتا دست نخورده باقیمانده و با حذف برخی کلمات دخیل از زبان فارسی و برخی گویش های دیگر، تقریبا به همان گونه ای تکلم می شود که در اوایل دوره اشکانی وحتی پیش از آن رایج بوده است. به ویژه در ساختمان دستوری آن تقریبا هیچ گونه تحول اساسی روی نداده است.
در تاریخ گویا اولین بار واژه های گویش سمنانی توسط سید اسماعیل جرجانی پزشک قرن پنجم و ششم ثبت گردیده است. وی در کتاب ” الاغراض الطبیعه فی المباحث العلائیه ” چند واژه سمنانی را که در داروشناسی زمان خود کاربرد داشته، نام برده است. وی در شرح داروئی به نام ” لباب” نگاشته: ” ویشک” است به زبان سمنانی، عصاره او سینه و شش را سو» دارد وی تعداد دیگری از واژه های سمنانی را در این کتاب آورده است.