لهجه ده نمکی:
لهجه مردم روستای تاریخی ده نمک نزدیکی و خویشاوندی با لهجه و گویش مردم سمنان و شهرستان های سرخه و بیابانک دارند زبان ده نمکی نیز عضوی از شاخه زبانهای شمال غربی ایران است که خود شاخهای از زبانهای هند و ایرانی است. دکتر معین معتقد است که لهجه ده نمکی رابطه نزدیکی با لهجه سمنانی و بیابانکی دارد. اهالی این منطقه زبان فارسی را نیز به خوبی تکلم میکنند ولی در بین خود ترجیح میدهند که با لهجه ده نمکی صحبت کنند.
لهجه ده نمکی زبانی انعطافناپذیر است. واژههای بیگانه را به سختی میپذیرد و حتی به نظر میرسد که تا حدود یکی دو سده گذشته در مقابل ورود واژههای فارسی نیز مقاومت به خرج داده باشد. همچنین خاصیت ترکیبپذیری و ساخت واژههای جدید در این زبان در مقایسه با فارسی بسیار ضعیف است.این زبان با برخی واژههای متداول در خانواده زبانهای ایرانی، خود زبانی مستقل و کم وبیش خودکفا میباشد. در گروهبندی زبانهای ایرانی نو، زبان سمنانی متعلق به گروه زبانهای مرکزی ایران است این زبان دارای لهجههای گوناگونی است که هیچکدام کار یک لهجه را یکسره تمام نکردهاند
زبان سِمنانی یکی از زبانهای ایران است. زبان سمنانی از شاخهٔ زبان های ایرانی و شمال غربی است و در عین حال زبان انتقالی میانزبان های ایران مرکزی و زبان گیلکی به شمار میآید ناصر خسرو میگوید که سمنانیها فارسی را با لهجه دیلمی تلفظ میکنند به اعتقاد گیتی شکری و بهروز محمود بختیاری ، زبان سمنانی با زبان تاتی و زبان تالشی پیوند دارد
به دلیل این که مردم استان سمنان به گویشهای مختلفی سخن میگویند، این استان به جزیره لهجهها معروف است. زبان رسمی مردم استان سمنان مانند همه ایرانیان فارسی دری (پهلوی) است اما به لحاظ گستردگی و تحولات عوامل جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی، از تعدد و تنوع گویشها و لهجههای خاصی برخوردار است. گویش سمنانی مرتبط با زبانهای ماد و پارت است. شناخت اصول و قواعد زبان ده نمکی و نیز تهیه دستور صرف و نحو کامل، دقیق و صحیح آن کار بسیار دشواری است. گویش سمنانی یکی از دسته زبانهای ایرانی غربی است که در ادوار باستان در بخش شمال غربی ایران رواج یافته و هم اکنون نیز در بین مردم شهر سمنان رایج است. این گویش به سبب پیشینه تاریخی، قواعد دستوری ویژه و نفوذناپذیری در طول قرون گذشته از دیرباز در کانون توجه برخی پژوهشگران و زبانشناسان بوده است
گویش سمنانی با ویژگیهای کهن خود از جایگاهی والا در بین گویشهای ایرانی برخوردار است و شاید بتوان گفت تعداد گویشهایی که قدمت و اصالت آنها با گویش سمنانی برابر و یا از آن کهن تر باشد بسیار اندک است.
پژوهشهای انجام شده بیانگر آن است که گویش سمنانی با توجه به ویژگیهای آوایی و دستوری آن از زبانهای ایرانی دوره میانه، یعنی زبانهای پارتی(پهلوی اشکانی) و پارسی میانه(پهلوی ساسانی) که حدود ۹۰۰ سال,از سال ۲۵۰ پیش از میلاد تا ۶۵۰ میلادی زبان رسمی ایران بوده اند، کهن تر است و از این رو میتوان آن را حد فاصل بین زبانهای باستانی یعنی زبانهای اوستایی، مادی و پارسی باستان و زبانهای دوره میانه دانست و پیشینه ای بیش از ۲۲۵۰ سال برای آن قایل شد.
همین ویژگی باعث شده است که گویش سمنانی از حدود ۱۵۰ سال پیش یعنی از سال ۱۸۵۸ میلادی(۱۲۳۷ خورشیدی) مورد توجه شرق شناسان قرار گیرد و جای تأسف است که تعداد محققان خارجی که به تحقیق در این گویش پرداخته اند بیش از پژوهشگران ایرانی است.
کریستن سن که در حدود سال ۱۹۱۴ درباره این زبان پژوهش نموده، میگوید.زبان سمنانی به قدری با سایر لهجههای ایرانی نظیر مازندرانی و گیلکی و غیره اختلاف دارد که خود ایرانیها میگویند، بدون اینکه این زبانها را فرا گرفته باشیم، درک میکنیم ولی زمانیکه دو سمنانی با هم صحبت میکنند، هرگز زبان آنها را نمیفهمیم.
دستور زبان : برخی از این دستورات بر این پایهاند
دستورات جمع
- نامهایی که آخر آنها در مفرد حرف «یا» بیاید در جمع تغییری نمیکنند: کُنجی (مفرد)-کُنجی (جمع)= کنجد.
- نامهایی که آخر آنها حرفی صامت بیاید در جمع «یا» به آخر آنها افزوده میگردد: غَلیف (مفرد)-غَلیفی (جمع)= کماجدان.
- نامهایی که آخر آنها مصوت کوتاه است، در جمع مصوت کوتاهشان تبدیل به «اِی» میشود: رَجه (مفرد)-رَجِی (جمع)= بندی که بر آن رخت پهن کنند.
- نامهایی که آخر آنها مصوت بلند باشد نیز در جمع مصوت بلندشان تبدیل به «اِی» میشود: اَستا (مفرد)-اَستِی (جمع)= هسته.
دستورات مؤنث و مذکر
- سوم شخص مفرد فعل ماضی، مونث و مذکر دارد: ژوبِشا (مذکر)-ژینبِشیا (مؤنث)= او رفت
- افعالی که آخر آنها در ریشه زمان گذشته حرف صامت «دال» باشد، صرف مذکر و مؤنث آنها یکسان است: ژوهاکرد (مذکر)-ژینهاکرد (مؤنث)= خاو کرد.
- افعالی که آخر ریشه زمان گذشته آنها حرف صامت «ت» باشد در مؤنث مصوت کوتاه «-َ» به کلمه اضافه میشود: ژوبُخُت (مذکر)-ژینبُخُتَه (مؤنث)= خوابید
- سوم شخص فعل بودن در مذکر و مؤنث یکسان نیست: ژوگوزَه (مذکر)-ژینگوزِه (مؤنث)= او بزرگ است.
- صفات با اسامی مذکر و مؤنث، تذکیر و تأنیث پیدا میکنند و با اسناد فعل بودن در سوم شخص تذکیر و تأنیث آنها آشکار میشود: دِزار اِسبیَه= دیوار (مذکر) سفید است.
- عدد «یک» تذکیر و تأنیث دارد. عدد یک مذکر با معدود مفرد مذکر و عدد یک مؤنث با معدود مفرد مؤنث میآید: آی وَشکا= یک پسر – اییَه دخترَه= یک دختر.
- صفت اشاره مفرد برای اشاره نزدیک با نامهای مذکر و مؤنث مفرد حالت تذکیر و تأنیث پیدا میکند: اِن کوتَر= این کبوتر نر – اِنَه کوتَرَه= این کبوتر ماده.
- صفت اشاره مفرد برای اشاره به نزدیک با نامهای جمع مذکر و مؤنث تغییری نمیکند و مفرد مذکر آن با این نوع اسمی بکار میرود: اِن شیلِّکی تُرشیَن= این زردآلوها ترش هستند.
- نامهایی که از زبانهای دیگر وارد میشوند، گروهی مذکر و پارهای جزء اسامی مونث طبقهبندی میگردند: ماشین و دیپلم= مذکر – صَندلیَه و کُمُدَه= مؤنث
